پندهایی به خودم و...

1

 

وقتی می‌نویسی آزادی، وقتی نمی‌نویسی اسیری!

 

 

فقط بنویس.

 

 

وقتی خسته‌ای و فکر می‌کنی وقتت تمام شده، هر طور شده، حداقل چند صفحه کتاب بخوان.

 

 

نگذار هیچ روزی بی گوش دادن به داستان صوتی بگذرد.

 

 

از موفقیت‌هایت بنویس.

 

 

در هر لحظه از روز، می‌توان ایده‌های خوبی نوشت.

 

 

دست به قلم باش.


 

برای اینستاگرام 4 دقیقه بیشتر وقت نگذار.

 

 

2

 

گاهی بنشین کنج اتاق و بنویس.

 

 

برای زبان انگلیسی‌ات بیشتر وقت بگذار.

 


برنامه‌ریزی روزانه را فراموش نکن.

 

 

از روزهای درسی هم به اندازۀ روزهای تعطیل لذت ببر.

 

 

خودت را با پذیرفتن تعهدات ریز و درشت از اهداف اصلی‌ات دور نکن.

 

 

هر روز کتاب گلستان سعدی را بخوان.

 

 

3

 

وقتت را در فضای مجازی تلف نکن.

 

 

اولویت‌هایت را در اولویت قرار بده.

 

 

منبع امید و شادی دیگران باش.

 

 

اول درس، دوم درس، سوم درس، بعد خرید.

 

 

به ظاهر و لباس خودت بیشتر برس.

 

 

خستگی‌هایت را خسته کن.


 

4


به دیگران نگاه مثبت داشته باش.

 

 

به کتابخانه بیشتر سر بزن و کتاب بخوان.


 

غصه‌‌های زندگی‌ات را بنویس و آرامش بگیر.

 

 

به پدر و مادرت بیشتر سر بزن و منبع امید آن‌ها باش.

 

 

کار امروز را به فردا و کار فردا را به پس فردا پاس نده.

 

 

رفاقتت را با گوشی کمتر و کمتر کن تا خودش شرمنده شود و دست از سرت بردارد.

 

 

5

 

عمرت کوتاه‌تر از آن است که وقتت را پای تلوزیون تلف کنی، پس نکن.

 

 

وقتی می‌توانی شاد باشی چرا غصه؟ چرا ترس؟

 

 

وقتی در زندگی‌ات شکست خوردی فقط همان روز ناراحت باش و بس.

 

 

فردا روز دیگری‌ست، با تیره روزی‌های دیروزت، خرابش نکن.

 


با دوستانت بهتر رفتار کن و خوب‌تر حرف بزن.

 

 

با آشنایانت آشنا‌تر شو و با غریبگان نزدیک‌تر.

 

 

شاید به این پندها گوش بدهم و تیر پیروزی هوا کنم...

 

 

 

به امید پیروزی و شادکامی...

/ 0 نظر / 90 بازدید