چطور نویسنده شویم؟

نویسنده کیست؟ چطور نویسنده شویم؟


از میان پاسخ‌هایی که به این پرسش داده‌اند،شاید تعریف رضا بابایی از نویسندگی یکی از زیباترین و راهگشاترین تعاریف باشد: «نویسنده، کسی است که نوشتن برای او آسان است؛ اگرچه محصول کارش میانه باشد.» زیرا بنیاد و اصل نویسندگی بر سادگی و روانی و آسانی لفظ است.


پس نویسنده، کسی است که از نوشتن نمی‌هراسد؛ بلکه آن را دوست دارد و از آن لذت می‌برد. این گمان که نویسنده، باید در هر نوشتۀ خود، خواننده‌اش را شگفت‌زده کند و به تحسین و اعجاب وادارد، دور از آبادی است.

اگر کسی، به همان راحتی که می‌گوید، بنویسید، نویسنده است؛ اگرچه دیگران، به‌سختی و با رنج فراوان، بهتر از او بنویسند.


اما چطور نویسنده شویم؟


اگر می‌خواهید نویسنده شوید، دو کار است که باید بیشتر از همه انجام دهید: زیاد بخوانید و زیاد بنویسید. در هر موضوعی کتاب بخوانید و همین‌طور که پیش می‌روید، نوشته‌های خودتان را هم تصحیح و بازنویسی کنید.


هر بار نوشتن هرچند ساده و کوتاه تجربه‌ای است نو و گامی است به جلو. نوشتن بسیار و پی‌درپی، چشم نویسنده را بر اسرار کلمات می‌گشاید. نوقلمان، از هر کلمه، فقط معنای آن را می‌بینند، اما پختگان و کارآزمودگان می‌دانند که هر کلمه در هر جمله معنای دیگری می‌تواند داشته باشد و افزون بر معنا، هر کلمه در هر شبکه‌ای از الفاظ و معانی که قرار می‌گیرد، کلمه‌ای دیگر است و معنی و کارکردی دیگر دارد.


چند تمرین برای نویسندگی:


تمرین اول:

کلمۀ مورد علاقۀ شما چیست؟ محبوب‌ترین واژه‌ای را که دوست دارید قاب کنید و بزنید روی دیوار اتاقتان. این واژه ممکن است اسم عزیزترین فرد زندگی شما باشد. این کلمه را در گوگل سرچ کنید. سعی کنید تمام لینک‌های صفحۀ اول را باز کنید و نگاهی به آن‌ها بیندازید.

گزارشی ۵۰۰ کلمه‌ای از جستجوی این واژه و مطالعۀ نتایجی که به آن‌ها برخوردید بنویسید. چقدر با تصور شما متفاوت بود؟ آیا به ایدۀ جالبی برخورد کردید؟ آیا فکر نمی‌کنید فضای محتوای فارسی در گوگل فقیر است و جای زیادی برای رشد و دیده شدن دارید؟

با این تمرین علاوه بر دقت بیشتر روی فرایندهای گوگل، هوش کلامی خودتان را افزایش می‌دهید.

این تمرین به شما کمک می‌کند تا:

روی کلمه‌ها و اهمیت آن‌ها حساس‌تر شوید.

با روندهای جاری تولید محتوا در اینترنت آشنا شوید.

به کشف علایق اصلی و موضوعات مورد علاقۀ خودتان نزدیک‌تر شوید.

گزارش‌نویسی را تمرین کنید. گزارش‌نویس یکی از مهم‎ترین شاخه‌های نویسندگی است.


تمرین دوم:

یکی از جذاب‌­ترین انواع نوشتن، نوشتن از مشکلات است که در روش‌های نوشتار درمانی هم توصیه می‌شود. پژوهشگران ادعا می‌کنند نوشتن باعث می‌شود بسیاری از مشکلات روحی و جسمی ما با سرعت بسیار بیشتری درمان شوند.

در پاسخ سؤال‌های زیر حداقل ۱۰۰ کلمه بنویسید، حتی اگر سؤالات زیر دربارۀ شما صدق نمی‌کند سعی کنید خودتان را جای شخصی خیالی قرار بدهید و به این سوال‌ها پاسخ بدهید:

  1. چرا از عصبانی بودن لذت می‌برم؟
  2. چرا احساس می‌کنم هیچ‌کس مرا واقعاً نمی‌شناسد و درکم نمی‌کند؟
  3. چرا افکار منفی را رها نمی‌کنم؟
  4. چرا احساس می‌کنم اگر چیز باارزشی را به دست آورم آن را از دست خواهم داد؟
  5. چرا شنیدن رازها و اعتراف‌های دیگران برایم لذت‌بخش است؟


تمرین سوم:

چیزی را انتخاب کرده و دقیق نگاهش کنید.

اینکه چه چیزی را انتخاب می­‌کنید به علاقۀ خودتان بستگی دارد. می­‌تواند سیب، درخت، صندوق صدقات یا گوشی موبایلتان باشد. بعداً می‌توانید چیزهایی مثل یک خانه یا خیابان و ماشین را انتخاب کنید.

چند دقیقه با جدیت به موضوعی که انتخاب کرده‌اید خیره شوید مثل آنکه بخواهید تصویری از آن بکشید. حالا آن را با کلماتتان تصویر کنید. تا جای ممکن از کلمات عینی استفاده کنید.

قانون معروف نوشتن این است: نگو، نشان بده. مثال:

به جای: هوا خیلی ناجور بود.

بنویسید: یک هفته هر روز باران می‌بارید.

 

تمرین چهارم:

در این تمرین، شما می‌خواهید داستانی را تعریف کنید که توسط فرد دیگری به شما گفته شده است یا در کتابی دیگر خوانده‌اید.

این حتی می‌تواند داستانی باشد که سال‌ها پیش پدربزرگ یا مادربزرگتان برای شما تعریف کرده است.

یا می تواند رویداد جدیدی باشد که دوستتان از دوران خدمت سربازی‌اش برای شما تعریف کرده است.

حتی می‌توانید داستان فیلمی که سال پیش دیده‌اید و هنوز در ذهن دارید را بنویسید.

لزومی ندارد چندان به منبع اصلی وفادار باشید. حتی می‌توانید از یک جایی به بعد، خودتان افسار این داستان را در دست بگیرید و پایان بندی آن را هم تغییر بدهید!


تمرین پنجم:

گذشته را بازنویسی کنید. به دنبال عکس‌های قدیمی یا کارت پستال و ایجاد داستان‌های جدید با الهام از آن‌ها باشید. این عکس‌ها را به راحتی در اینترنت جستجو کنید.

سعی کنید داستان را از عمق وجودتان بیرون بکشید و کل داستان منحصر به فرد باشد. بر روی تصویر تمرکز کنید و ببینید چه چیزی بلافاصله به ذهن شما می‌آید؟ علاوه بر این، می‌توانید به این سؤالات فکر کنید و از آن راهنمایی بگیرید:

چه کسانی در این تصویر هستند و از کجا آمده‌اند؟

رابطه آن‌ها با یکدیگر چیست؟

عکس کجا گرفته شده؟

حالات آن‌ها چه چیزی نشان می‌دهد؟ آن‌ها چه فکر می‌کنند؟

حوادثی که منجر به عکس گرفتن شد چه بود؟

/ 0 نظر / 118 بازدید